غذا خوردن ترنم جونی
سلام دوباره به ترنم جون و همه دوستای خوبمون
دخمل گلی امروز می خوام از غذا خوردنت برات بنویسم به همراه عکس هاش ,توصیه می کنم هر کس بیماری قلبی داره نبینه :)
یک مدتی هست که اصلا خوب غذا نمی خوری گلم به هر راهی که بگی متوصل شدم ولی فایده نداشته که نداشته حتی روزی چند بار برای شما غذاهای متنوع درست میکنم ولی حتی حاضر نیستی که امتحان کنی ,با خیلی ها مشورت کردم و دکترت هم میگن به خاطر حس استقلال طلبی تو این سن هست .درست هم میگن فقط می خواهی با دستای نازه خودت غذا بخوری و در ظرف های ما و من هم قرار شده به شما اجازه بدم هر جور شده فقط بخوری .جالب اینجاست که روی صندلی خودت نمیشینی چون به محض اینه کمربندت رو می بندم می خواهی بیایی پایین ,زیر انداز رو نباید بندازم زیر شما و حتی اگر بندازم جمعش می کنی و حالا که رفتم یک سنگینش رو خریدم که نتونی جمع کنی از روش میایی این طرف و روی فرش مشغول به خراب کاری میشی طفلی فرش های ابریشمم که حالا تبدبل به چوب خشک شدن از بس بنده با آب لکه گیری کردم و قالی شویی کیش هم موادش رو نداره.
این هم فرار از رو فرشی


قبل از فاجعه


مجبور شدیم برگردیم خونه و لباس های شما رو عوض کنیم.

قرار شد ما هم زمین بشینیم که شاید شما هم با ما بخوری که این طوری شد....

این هم عکس ترنم وقتی که میگیم چشات چقدر قشنگه

این هم ترنم در حالی که پاهاش رو روی هم انداخته و مطالعه می کنه..





غذا خوردن ترنم جونی
